پنجشنبه بیستم تیر 1387
مرگ تدریجی یک رویا/یغما گلرویی/رضا یزدانی
چشام بسته س ،
جهانم شکل خوابه ،
عذابه ،
اضطرابه اضطرابه
رو به روم ، دیواری از مه ، دیواری از سنگ
بگو بیهوده نیست
بگو بیهوده نیست ،
فاصله ی آب و سراب
بگو سپیدی ِ کاغذ ، بیهوده نیست
بگو از کوچ ِ پراکنده ،
فقط کابوس و تنهایی
بگو ، خواب بود هر چی که دیدم
افسانه بود هر چی شنیدم
نگاه کن ، شوق ِ دل زدن به دریا
برات شد مرگ ِ تدریجی ِ رویا
مرگ تدریجی ِ رویا
ترانه سرا : یغما گلرویی
خواننده : رضا یزدانی
آهنگساز : کارن همایونفر
تیتراژ پایانی سریال مرگ تدریجی یک رویا
پنجشنبه بیستم تیر 1387
به تومدیونم همیشه/بابک صحرایی/فرزاد فرزین
به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم
از شبی که روبرومه چه جوری بی تو رها شم
به تو مدیونم همیشه مثل شب به صبح فردا
مثل موجی سرد و تنها به نگاه ناز دریا
به تو مدیونم همیشه من خسته من ویرون
مثل خاکی سرد و تشنه به نوازشای بارون
به تو می رسم دوباره زیر رگبار ستاره
وقتی بارون نگاهت رو حریر شب می باره
اگه پایانی نباشی واسه بغض و خستگیهام
چه جوری برگردم از این جاده های بی سرانجام
تو خدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه
وقتی اسمتو میارم نبض لحظه تازه میشه
ترانه سرا : بابک صحرایی
خواننده و آهنگساز : فرزاد فرزین
تنظیم کننده : فرزاد فتاحی
پنجشنبه بیستم تیر 1387
غزل/رضا اشعاری/حامی
ساده نبود گذشتن از تو برام
ساده نبود کوچ تو از لحظه هام
ساده نبود قصه ي بي تو بودن
ساده نبود هق هق شب گريه هام
چه ساده دل بريدي اشک منو نديدي
خطي رو خاطرات قشنگمونو کشيدي
اما به انتظار برگشتنت مي مونم
شب تا سحر به يادت غزل غزل مي خونم
چه عاشقونه خوندم چه بي بهونه رفتي
نــابــاورانــه موندم که بي نشونه رفتي
من بي تو و تو تنها از تو چي مونده برجا
جز مشتي خاطرات همرنگ خواب و رويا
اما به انتظار برگشتنت مي مونم
شب تا سحر به يادت غزل غزل مي خونم
ترانه سرا : رضا اشعاری
خواننده: حمید حامی
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
خوب/اهورا ایمان/احسان خواجه امیری
خوب
شاید این ثانیة نیومده
آخرین فرصت خوشبختی ماس
زشت و زیبا،خوب و بد،هر چی که هس
زندگی همهش همین ثانیه هاس
زندگی کن،زندگی کن
لحظه لحظه زندگی کن
اگه تلخه،اگه شیرین
عشق محضه،زندگی کن
زندگی کن شاید امروز
روز اقبال تو باشه
شاید این بختی که میگن
لحظه ای مال تو باشه
زندگی کن که هنوزم
رو لبات فرصت خنده س
تو صدات هنوز ترانه
تو چشات هنوز پرنده س
از همین لحظه به فکرِ
لحظه ای باش که تو راهه
لحظه ای که با تو خوبه
لحظه ای که با تو ماهه
شاید این ثانیة نیومده
آخرین فرصت خوشبختی ماس
زشت و زیبا،خوب و بد،هر چی که هس
زندگی همهش همین ثانیه هاس
آهنگ و تنظیم:محمد رضا چراغعلی
خواننده:احسان خواجه امیری
تیتراژ برنامة صمیمانه
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387
نرو/محسن بوالحسنی/رضا صادقی
نرو تو هم مث من نمی تونی دووم بیاری نرو
تو هم مث من تو غصه کم میاری نرو
نرو
تو هم می پوسی میمیری بی من نرو
تو هم طاعون غم می گیری ای من نرو
نرو
تو که می دونی من بی تو تو بی من یعنی حسرت
تو که میدونی بی جواب می مونه عشق و عادت
تو که می دونی کم می شم
تو که می دونی کم میشی
تو که می دونی هم آغوش غم می شی نرو
ترانه سرا:محسن بوالحسنی
خواننده: رضا صادقی
تیتراژپایانی طنز باغچه ی مینو
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387
اخراجی ها/ناصر فیض/محمد اصفهانی
دنیا رو با همه خوب و بدش
با همه زندونیای ابدش
پشت سر گذاشتن و رها شدن
رفتن و سری توی سرا شدن
واسشون تو بند دنیا جا نبود
دنیا که جای پرنده ها نبود
پشت سر گذشته های بی هدف
پیش رو لشگر ارزو به صف
تو بهشت ارزو گم نشدن
ادم حسرت گندم نشدن
وقتی موندن تو غبار زندگی
پر کشیدن از حصار زندگی
زنده موندن واسشون بهونه بود
زندگی بازی بچه گونه بود
یه صدا می خوندشون سمت خدا
با سکوتشون رسیدن به صدا
آهنگ تیتراژ پایانی سینمایی اخراجی ها
ترانه سرا: ناصر فیض
خواننده: محمد اصفهانی
آهنگساز: فریدون شهبازیان
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
غم تنهایی/.../فریدون فروغی
چرا وقتی که آدم تنها می شه
غم و غصه اش قد یک دنیا می شه
میره یک گوشه پنهون می شینه
اونجا رو مثل یه زندون می بینه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه
غم میاد یواش یواش خونه ی دل در می زنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه، می نشستیم، من و یار
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته، دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باز داره زاغه ابرا رو چوب می زنه
اشک این ابرا زیاد ولی دریا نمی شه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
غم تنهایی
خواننده:فریدون فروغی
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
زیر آسمون شهر/ محمد علی شیرازی/امیر تاجیک
آدما ،با هم و تنهان !
هر کدوم یه جور معمان..
بعضی واژه ها یه رازن ..
بعضی واژه ها بی معنان..
آدما نقشای رنگی
گاهی شادن گاهی غمگین
آخه زندگی بنا نیست
که سراسر باشه شیرین
زیر آسمون این شهر
چرا دشمنی؟ چرا قهر؟
وقتی میشه تهی کرد
جام زندگی رو از زهر
آدما خوابن و بیدار
آدما راضی و بیزار
آدما قصه جاری
قصه اشون قصه تکرار
چی حقیقت ؟ چی سرابه ؟
چی گناهه ؟ چی صوابه ؟
چهره های آشنایی ،
صورتی پشت نقابه !
آدما( زیر آسمون شهر)
ترانه از: محمد علی شیرازی
تیتراژ پایانی سریال زیر آسمان شهر
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
سلام آخر/اهورا ایمان/احسان خواجه امیری
سلام ای غروبِ غریبانة دل
سلام ای طلوعِ سحرگاه رفتن
سلام ای غمِ لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعرِ شبهای روشن
خداحافظ ای شعرِ شبهای روشن
خداحافظ ای قصة عاشقانه
خداحافظ ای آبیِ روشنِ عشق
خداحافظ ای عطرِ شعرِ شبانه
خداحافظ ای همنشینِ همیشه
خداحافظ ای داغِ بر دل نشسته
تو تنها نمیمانی ای مانده بی من
تو را میسپارم به دلهای خسته
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تو را میسپارم به دامانِ دریا
اگر شب نشینم،اگر شب شکسته
تو را میسپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تو را تا نسوزد
به دل میسپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمة واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بارِ دل من
خداحافظ ای سایه سارِ همیشه
اگر سبز رفتی،اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهارِ همیشه
آهنگ و آرانژمان: علیرضا کهندیری
آوا: احسان خواجهامیری
آلبوم: سلامآخر
دوشنبه ششم اسفند 1386
اونی که مدعی بود/روزبه بمانی/علی لهراسبی
بی خبر رفت ُ توو این بی راهه ها
ترانه از : روزبه بمانی
با صدای: علی لهراسبی
تیتراژ پایانی سریال پیله های پرواز
پنجشنبه دوم اسفند 1386
پرنده/شهین حنانه/مانی رهنما
پرنده ، هم قفس ، همخونه ی من
زمستون رفت و شد فصل پریدن
همین دیروز تو از این خونه رفتی
ولی از اومدن چیزی نگفتی
تو را در حنجره یک دشت آواز
تو را در سر هوای خوب پرواز
من اینجا خسته و غمگین و تنها
نمی دونم كه می مونم تا فردا
چی می شد اون هوای برفی و سرد
تو رو راهی این خونه نمیكرد
بهار كاغذین خونه ی من
تو رو راضی نكرد آخر به موندن
من عادت می كنم با درد تازه
جدایی شاید از من, من بسازه
دلم تنگه دلم تنگه برایت
نگاهم با نگاهت داشت عادت
تو اونجا با گلای رنگارنگی
من اینجا پشت دیوارای سنگی
تو با جنگل تو با دریا تو با كوه
منو اندازه ی یه فصل اندوه
من عادت میكنم با درد تازه
جدایی شاید از من من بسازه
دلم تنگه دلم تنگه برایت
نگاهم با نگاهت داشت عادت
ترانه از:شهین حنانه
خواننده:مانی رهنما
آهنگساز:بابک بیات
پنجشنبه دوم اسفند 1386
دلم گرفت/اهورا ایمان/حمید حامی
دلم گرفت اي همنفس
پرم شكست تو اين قفس
تو اين غبار تو اين سكوت
چه بي صدا نفس نفس
از اين نامهربوني ها
دارم از غصه مي ميرم
رفيقِ روزِ تنهايي
يه روز دستاتو ميگيرم
تو اين شب گريه مي توني
پناهِ هق هقم باشي
تو اي همزادِ همخونه
چي مي شه عاشقم باشي
دوباره من دوباره تو
دوباره عشق دوباره ما
دو همنفس دو همزبون
دو همسفر دو همصدا
تو اي پايانِ تنهايي
پناهِ آخرِ من باش
تو اين شب مرگيِ پاييز
بهارِ باورِ من باش
بذار با مشرقِ چشمات
شبم روشنترين باشه
مي خوام آيينه خونه
با چشمات همنشين باشه
دلم گرفت اي همنفس
پرم شكست تو اين قفس
تو اين غبار تو اين سكوت
چه بي صدا نفس نفس
ترانه:اهورا ایمان
آهنگ وتنظيم:زنده یاد استاد بابك بيات
خواننده:حامي
ناشر:آوای باربد
آلبوم:دو نیمة رویا
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
هوای حوا/محمدعلی بهمنی/ناصر عبداللهی
دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنه ی کفش فرار و ور کشید
آستین همت و بالا زد و رفت
یه دفه بچه شودو تنگ غروب
سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامه ی فردا ها رو تا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
بسرش هوای حوا زد ورفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودند
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
ترانه از: محمد علی بهمنی
با صدای: زنده یاد ناصر عبداللهی
شنبه پانزدهم دی 1386
پرنده بی پرنده/یغما گلرویی/رضا یزدانی
اونورِ این شبِ کلَک ، منُ ترانه تَک به تَک
خونه میساختیم روی باد ، دریا میریختیم تو اَلَک
مسافرای کاغذی ، رَد شده بودن از غبار
تو قصه باقی مونده بود ، شیههی اسبِ بیسوار
گفته بودن صدتا کلید برای ما جا میذارن
مزرعههای گندمُ برای فردا میذارن
فردا رسیدُ خوشهیی تو دستِ ما باقی نموند
سقفِ ستارهها شکست ، رو سرمون طاقی نموند
با کلیدای زنگ زده ، قفلای بسته وا نشد
سکهی دلسپردگی ، تو جوبِ ما پیدا نشد
تو سفرهمون همیشه سینِ ستاره کم بود
همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود
کسی به ما نشون نداد که انتهای خط کجاست ؟
آهای درختای انار ! دیکتهی بیغلط کجاست ؟
چرا تو آسمونمون پرنده گوشهگیر شده ؟
چرا نمیرسیم به هم ؟ چرا همیشه دیر شده ؟
تو دفترِ سکسکهمون چن تا ترانه خالیه ؟
چن تا ترانه قصهی ممتدِ بیخیاله ؟
چن تا صدای بیصدا سکوتُ فریاد میزنه ؟
زغالِ شامِ آخرُ دستای کی باد میزنه ؟
تو غیبتِ حنجرهها ترانهسازیمون چیه ؟
یکی به من جواب بده ، آخرِ بازیمون چیه ؟
تو بازیِ کلاغ پَر ، هیشکی نشد بَرَنده ،
قصهی ما همین بود: پرنده بی پرنده !
ترانه : یغما گلرویی
خواننده: رضا یزدانی
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386
باور نکن تنهایی ات را/اهورا ایمان
باور نکن تنهایت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزديكتر تو
از تو به تو نزديكتر من
باور نکن تنهایی ات را
تا یک دل و یک درد داریم
تا در عبور از کوچة عشق
بر دوش هم سر می گذاریم
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهایی ات را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه،یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبة دل
با ور نکن تنهایی ات را
من با توام منزل به منزل
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386
میوه ی ممنوعه/افشین یدالهی/احسان خواجه امیری
تو لحظههای ساده
تو اضطراب ِ عشقو
گناه ِ بیاراده
بي عشق عمر ِ آدم
بي اعتقاد ميره
هفتاد سال عبادت
یک شب به باد میره
وقتی که عشق، آخر
تصمیمشو بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشقتر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه
عاشق نباشه آدم
حتی خدا غریبهس
از لحظههای حوا
هوا میمونه و بس
نترس اگه دل ِ تو
از خواب ِ کهنه پاشه
از نو نوشته باشه

